بهمن 86 - بادبانها ( من و جوانيم كه مثل باد مي گذرد)
   RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الكترونيك |  پارسي بلاگ
اوقات شرعي

بادبانها ( من و جوانيم كه مثل باد مي گذرد)

+ وقاحت (شنبه 13/11/1386 ساعت 12:6 عصر)

دقت كردين وقاحت تو سريالهاي ايراني چقدر زياد شده !


يك تيكه از سريال بيداري و يك تيكه از سريال حلقه سبز رو ديدم


- تو بيداري دختره با يك صيغه محرميت حامله شده و خيلي هم


چهره مظلومي بهش دادن و داره مهريه اشو از خانواده شوهرش


مطالبه ميكنه


- در حلقه سبز دكتر به پيرمردي كه ناراحتي قلبي داره و ازدواج


كرده ميگه : اگر ازدواجت شبيه بقيه ازدواجها باشه ، امشب


قلبت از كار مي افته !


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + mutluluk (دوشنبه 8/11/1386 ساعت 8:31 صبح)

     


    خوشبختي حكايت زيبايي دارد ، حكايت استاد دانشگاهي كه از زندگي شهري ، مهمانيهاي لوكس، دروغها
    فرار ميكند و تصميم ميگيرد هر روز را بدون فكر كردن به روز بعد زندگي كند .
    حكايت دختر زيباي روستايي كه بزرگان ده حكم مرگش را صادر ميكنند چون ناپاك شده است و نوه عمويي كه
    مسئول اجراي اين حكم ميشود و تلاقي زندگي اين زوج و استاد دانشگاه نكته آغاز همه دگرگونيهاست .


     


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + شايد استخوان تركاندن چنين چيزي باشد (چهارشنبه 3/11/1386 ساعت 2:16 عصر)

    به دنبال عكسي از خودم مي گردم در كامپيوتر اداره ، عكسي از تولد پارسال پيدا ميكنم ،
    خودم از ديدن عكسم تعجب ميكنم ، اين من نيستم شايد هم مدتهاست كه خودم را آنطور
    كه بايد در آينه نديدم ، يكسال گذشته خودم اين كاردك خراطي را برداشتم و افتادم به جان
    خودم ...


    همه آن چيزي كه روزي بصورت آرامش بر چهره ام نقش مي بست با كاردك پاك كردم ...
    ديگر بي مباها نمي خندم
    به هر چيزي نمي خندم


    هر چيزي ميشنوم در مغزم حلاجي ميكنم


    ياد گرفتم بعضي حرفها فقط يك جواب دارند : سكوت


    اما هنوز هم عجولم


    ياد گرفتم عشق بازي * دونفره اي * است .


    بايد ياد بگيرم عشق را گدايي نمي كنند .


    هنوز هم اعتقاد دارم در عشق ، غرور معني ندارد


    مرز بين حرف و عمل را فراموش كرده بودم ، آدمها ادعاي بودن خيلي چيزها را ميكنند
    ادعاي منطقي بودن


    ادعاي عاقل بودن


    سينه چاكان ترين هستند در رعايت اصول مذهب


    نميدانم شايد همه اينها براي اندوخته يك سال كم باشد ...


    اما مي دانم كه همه اينها بر چهره ام ، روحم و همه آنچه كه روزي در تماس با تو بودند
    چونان شمشيري كوچكي فرو رفته اند ...


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + دوست (دوشنبه 1/11/1386 ساعت 9:26 صبح)

    DOST DEDIGIN DENIZ KENARINDAKI TASLARA BENZER, ONCE BIRER BIRER TOPLARSIN, SONRA YAVAS YAVAS ATMAYA BASLARSIN. FAKAT BAZILARINI ATMAYA KIYAMAZSIN, SEN ATMAYA KIYAMADIKLARIMDANSIN


    يك جمله تركي استانبولي كه دونستن ترجمه اون براي شما خالي از لطف نيست :


    دوست ،  كه ميگن شبيه به سنگهاي كنار درياست ، اول اونهارو تك تك جمع ميكني ، بعد يواش يواش شروع ميكني به پرت كردن اونها .


    فقط دلت نمي آد بعضي از اونها رو پرت كني ، تو جزو اونهايي هستي كه دلم نيومده پرتت كنم .


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [23/2/1387- 2:3 ع] چرا دفترم را بستم
    [3/2/1387- 2:5 ع] تمام شد
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 36 بازديد
    ديروز: 40 بازديد
    كل بازديدها: 6345 بازديد
  •   درباره من
  •   فهرست موضوعي يادداشت ها
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراك در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     
  •  لوگوي دوستان من



  • تاپ
    اِليزه
    آلما
    لوتا
    neiC
    زهرا
    ترسا
    كهبد
    گلنار
    نقاب
    شـَـرح
    خاتون
    بلوطك
    شكلات
    مريمي
    كـُريزه
    گوشزد
    دي ناز
    بانومريم
    زاغارت
    كافه تيتر
    سمياليسم
    35 درجه
    قهوه تلخ
    آقا اجازه
    هيچستان
    قره قروت
    اولين وبلاگم
    دومين وبلاگم
    مـِهر و وَفا
    شبشيدها
    اَفراپـــِرس
    همشاگرديها
    افسون فسرده
    كرم ابريشم
    آلوچه خانوم
    آفتاب پرست
    جنون جواني 1
    جنون جواني 2
    زني 30 ساله
    امشاسپندان
    باغ بي برگي
    عاقلانه ِ لـيـلا
    خاطرات تينا
    اَستامينوفن
    *اميرعلي*
    پينكفلويد
    علي پيروز
    پسرايروني
    چرنديات
    اسپاگتي
    مينيمالي
    روبي پيره
    عمو سيبيلو
    وحي شبانه
    علي پيروز
    من و ماني
    مرغ دريايي
    خورشيد خانم
    پنير خامه اي
    **دفتر ممنوع**
    روياي نيمه كاره
    **مريم گلي **
    **حسين پاكدل**
    **غروب بنفش**
    عاشقانه هاي نرگس
    نوشي و جوجه هايش
    صفا در لـُـس آنجلس
    جزيره اسرارآميز
    مهرباني - صداقت
    وبلاگ دكتر شيري
    بي سرزمين تر از باد
    بهانه اي براي زيستن
    كاپيتاني بدون هواپيما
    *قصه هاي عامه پسند*
    هذيانهاي يك ذهن متورم
    دلتنگيهاي يك كـِرم دندون
    از يك روزنه سرد و عبوس
    باران در دهان نيمه باز
    خاطرات روزهاي طبابت
    جمعيت كور و كچلهاي زاگال مقيم مركز
    **گل فروشي عباس آقا و شمسي خانوم**

    بوردا
    سواچ
    رويتر
    آشپزي
    ديكشنري
    بروچيستا
    آزمنديان
    جام جم
    كارت نوروز
    سايت مشاوره
    يلدا بازي
    سُهراب سپهري
    يادگيري زبان
    پارس درگاه
    MVMخودرو
    Dance age
    خواننده هاي تركيه
    خانه هنرمندان ايران
    شعر ، ترانه ، قصه