
- پست قبليمو چهارشنبه ارسال كرده بودم اما انگار پشت ترافيك گير كرده بود
- از طرف دوست كاپيتانم به يك بازي دعوت شدم ، اما انگار اصلاً زمان خوبي نيست
روزهاي پاياني ساله و من اصلاً خوب نيستم . ديروز و پريروز خيلي مقاومت كردم كه
بروز ندم ، خودمو به همراه دو نفري كه اومده بودن براي كمك خونه تكوني مشغول
كار كردم ، همه جا داره برق ميزنه اما من اصلاً خوب نيستم الان بيشتر دو تا ترانه
است كه دلم ميخواد دائم بزارم و گوش كنم :
1- مستي هم ديگه درد منو دعوا نميكنه مهستي
2- Those Were The Days Mary Hopkin(قابل دانلود)
3- قصه عشق Andy Willams
----------------------------------------------------------------------------------------
- ديگه نيازي به اذن پدر نيست در اون موردي كه قبلاً اذن پدر لازم بود . 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شايد هم لازمه كمي از كاري كه كردم و فيدبكش بعد از هشت ماه هنوز تو ذهنم مونده
اينجا بنويسم شايد براي آينده ديگه اشتباه نكنم اما مطمئنم باز هم دوباره همون اشتباه
رو تكرار ميكنم .
من اول در يك مورد جواب ميدم بعد ميرم شروع ميكنم به تحقيق در اون مورد ، يعني اول
تحقيق نميكنم و همه پلها رو خراب ميكنم و بعد يك ناراحتي طولاني مدت براي خودم درست
ميكنم .
سال 86 هم با ثبت يك خطاي بزرگ ثبت شد .
| |
يك عالمه از اينا
امروز اولين شكوفه ها رو تن درختها ديدم داشتم فكر ميكردم چي ميشد ما هم مثل اونا
كه تو طول زمستون تنشون اينطوري خشك ميشه و انگار هيچ اميدي به احياي دوباره اشون
نيست بعد دوباره با تلنگر آغاز يك فصل همه سلولهامون از نو زنده بشه و شروع كنه به يك
سازندگي و پراكندن شادي و سرسبزي به اطراف .
اما خوب همچين حسي با آغاز يك سال جديد اصلاً رخ نمي ده فقط يك تقويم جديد شمسي
به روي ميز كارمون اضافه ميشه و يك مرخصي سر سال و دوباره شروع همون زندگي كارمندي
ميدونم خيليها همينو ندارن ، به دخترك اهل ماكو از يك خانواده 11 نفري كه به خاطر بالاي خون
جفت چشماش كور شد كه خوشبختانه الان تو بيمارستان فارابيه و داره عمل ميشه هم فكر ميكنم
ميدونم با شروع يك فصل عاشقي هم دوباره بعد از يك مدت اونهم ميپيونده به جريان روتين زندگي
بايد چيكار كرد ؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ . ن : گواهينامه امو گم كردم . چي فكر ميكردم 
چي شد
تازه داشتم براي سال آينده به يك پرايد هاچ بك فكر ميكردم .
| |
آخه من حال ندارم برم ميدون انقلاب بخرمش يا آدرس اينتنرنتيشو بدين برم دانلودش كنم ... ثواب داره ... اجرتون با امام حسين| |
- نميدونم چرا هر بار كه تو اتوبوس يا مترو ملت يك بحث آروم سياسي شروع ميكنند آخرش با فحش و فحشكاري به چادريها و بسيجيها تموم ميشه
البته اون دختره چادريه تو اتوبوس خيلي حرص همه رو در آورد ناگفته نماند . ميگفت چرا اذهان عمومي رو
مخدوش ميكنيد ( نميدونم كجاي اين مملكت گل و بلبل زندگي ميكرد كه حتي ادعا ميكرد بيچه وجود نداره)
| |
I try searching for you everywhere, my soul-mate. I don"t know where you are, but I know you exist. I feel you in my heart and I see you in my dreams. Sometimes I gaze up at the stars, and I feel comforted because I know somewhere you are starring upon the same sparkling stars searching for me...but yet lost in thoughts of me and the life that we will someday share, when you find me.
| |
تكه هايي از يك مكالمه
او : خوشگلي ، مثلاً از 20 به خودت چند مي دي ؟
من : خوشگلم ، 18
او : يعني پاشنه درو از جا كندن ؟
من : به خاطر چهره ام بايد پاشنه درو كنده باشن يا شعورم ؟
او : خوب چهره مهمه ديگه
-------------
روز ملاقات
من : حالا اون 18 كه گفته بودم درست بود
او : بله خانوم
------------------
سه روز بعد
او : من بايد استخاره كنم
------------------
دو هفته بعد
او : نتيجه استخاره : اين ارتباط عاقبتي جز بدبختي ندارد
-------------------
نميدانم با يك جلسه صحبت حضوري يك ساعته چطور يك انسان اينقدر مردد ميشود كه به استخاره
متوسل ميشود ، اعتقادات هر شخصي براي خودش محترم است اما انگار فلسفه استخاره براي
زماني است كه بين دو انتخاب با شرايط يكسان قرار گرفتي و مردد شده اي
| |
| |
فكرشو بكنيد بعد از سه روز بيايي سراغ مسنجرت و يكي از دوستانتون
بهتون عنايت كرده باشد و اين پيغام رو فرستاده باشه :
29 سال دستاورد ا ن ق ل ا ب اسلامي ما :
8000 پزشك بيكار
7 ميليون جوان بيكار
از هر 10 ازدواج 6 طلاق
6 ميليون معتاد
68% افسردگي
42% زير خط فقر
------------------------------------------------------------------------------------
اگر بخواهيم به اين چيزها فكر كنيم كه ما هم ميپيونديم به جمع اون 68% ،
بايد بزنيم بر طبل بي عاري
| |
- هيچ خوب نيستم .
دوست دارم اعلام كنند تا آخر سال جاري سر كار نياييد .
اصلاً از كارمندي خسته شدم
از رد شدن از كوچه اردشير بيزارم ( اول هفته كه با گيتي داشتيم ميرفتيم خونه غافلگير شدم)
سر كار هم نيام ، تو خونه هم هيچ كار مفيدي نميكنم
اما ديگه دلم نيمخواد بيام اداره
يك برگ ترجمه دارم كه ماههاست انجامش ندادم
خريد هم دارم كه انجام نميدم
خالهامو در آوردم
دندونهامو درست كردم
فيلم ميم مثل مادر رو نميدونم با چند سال تأخير ديدم
به استانداري سر زدم براي پيگيري يك نامه كه دو سال از تاريخش گذشته !
| |
نام: | |
ايميل: | |
