فروردين 87 - بادبانها ( من و جوانيم كه مثل باد مي گذرد)
   RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الكترونيك |  پارسي بلاگ
اوقات شرعي

بادبانها ( من و جوانيم كه مثل باد مي گذرد)

+ 6- بيست و چهار فروردين (شنبه 24/1/1387 ساعت 4:18 عصر)

1- شانزده فروردين - گنبد سلطانيه ( همه چيز درباره گنبد سلطانيه در ويكي پيديا)



2- عكس ديگري از گنبد سلطانيه



3- درختي كه خبر از بهار و رويش ميدهد ( شانزده فروردين در راه بازگشت به تهران)

4- گل نوروز كه مدت محدودي در ماه فروردين مي رويد در دو رنگ سفيد و بنفش و خوراكي نيز هست

5-  گلي كه به گل گرگ معروف است ( در راه رفت به سمت ولايت )

6- شبيه گل زعفران است و اسمش را نميدانم

7- گل سيد ( يك دسته كوچك از اين گل

8- تصوير ناواضحي از لانه لك لك بر بام مسجد


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + 5- بيست و يك فروردين : من و ميگرن خفيف (چهارشنبه 21/1/1387 ساعت 1:26 عصر)
    نميدونم اين حالتها كه هر ماه مثل ضد حال به سراغم مي آد كي بلاخره تموم ميشه : يك سر درد در يك ناحيه سرم ( معمولاً در قسمت راست سرم ) بعد هم ادامه سردرد تا صبح روز بعد ، در اين فاصله كه اميدوارم سردرد در بعد از ظهر شروع شده باشه و براي حالتهاي بعدي خونه باشم ، تو خونه هم بالا آوردن تمام محتويات معده ام و ناتوانيم در انجام كارهام ، بيشتر دوست دارم تو تاريكي باشم اين موقع چون نور باعث ميشه سردردم بيشتر بشه ، نمازمو نميتونم بخونم ، مسواك هم نيمه هاي شب كه بيخواب شدم ، ميزنم و تا صبح خواب آرومي ندارم و با سردرد بيدار ميشم ، روز بعد هم تمام روز بيحالم

    شايد نوعي ميگرن خفيف باشه ، نميدونم
  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + 4- بيست فروردين : ميخواستم بگم انرژيم تموم شده اما (سه‏شنبه 20/1/1387 ساعت 2:53 عصر)

    - بلاخره دعاها نتيجه داد و امروز بارون زد و الان از نبود رئيس استفاده كرديم و پنجره اتاقشو باز كرديم و همينطور در اتاقشو كه حداقل يك مقدار از هواي بهاري استفاده كنيم
    حس كنيم زندگي بيرون از پارتيشنهاي مربع شكل با دگرگونيهاي زيباي هوا همراه
    هنوز تو حال و هواي طبيعت ولايتمون هستم ، دارم فكر ميكنم الان كه رعد و برق زد حتماً يك عالمه قارچ از دل زمين اومد بيرون ، اونجا كه بودم همش منتظر بودم قارچ در بياد و من برم پچينم اما نشد كه نشد ...
    قارچ طبيعي مي فروختند كيلوئي نه هزار تومن ، فروشنده ميگفت امسال قارچ كمه چون بارون نزده .


    بهش گفتيم چرا بارون نمي آيد ؟


    گفت : از بس آدمها بد شدن !


    -----------------------------------------------------------------------------------------------------


    - ميخواستم بگم هنوز هيچي نشده انرژي كه تو تعطيلات ذخيره كرده بودم ، تموم شد كه بارون امروز
    باعث شد تجديد نظر كنم . نميدونم اين سيصد و خرده اي كه از سال باقيمونده چه اتفاقاتي قراره بيوفته
    و چه غافلگيريهايي در انتظارم يا در انتظارم نيست ...


    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


     


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + 3-نوزده فروردين- درختان سيب (دوشنبه 19/1/1387 ساعت 11:37 صبح)

    در سفر چيز جالبي شنيدم : عزاداري درختان سيب براي صاحبشان
    وقتي صاحب باغ سيبي يا صاحب درخت سيبي ميميرد ، درختان آنسال
    بار نميدهند يا اگر هم بدهند ، بار خوبي نميدهند .
    اما اگر كمي حنا خيس كني و بر تن درختان بمالي ، درختان از عزا بيرون
    مي آيند و سال بعد بار ميدهند .


    ---------------------------------------------------------------------------------------


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + 2- هجده فروردين (همراز) (دوشنبه 19/1/1387 ساعت 10:19 صبح)

    1- بلاخره يك جايي تو اين وزارتخونه پيدا شد كه بين كارمند رسمي و غيررسمي تفاوتي نيست (ساختمان شماره 16)


    2- ميخوام به خودم كمك كنم ، كلاس ورزش رو شروع كنم ، شايد تركي استانبولي درس دادم و حتي سه تار ياد گرفتم


    3- هنوز نميتونم روي چيزي براي خوندن تمركز كنم


    4- دو تا تمرين گرفتم براي فراموش كردن و فعال كردن نيمكره راست مغزم ، يكيشو ديروز امتحان كردم خيلي خوب بود


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )

  • + 1-هفده فروردين (يكشنبه 18/1/1387 ساعت 1:58 عصر)

    برگه مرخصي نوشته بودم اما نداده بودم براي تأييد ، هيچ برنامه اي نداشتم براي تعطيلات اما دلم هم نميخواست بيام سر كار تو روزهاي كاري . وضع هواي شهرستان هم شنيده بودم كه بد نيست و اونجا
    هم مثل تهران بهاريه .
    دو روزي كه تهران بودم م . بيات براي پيغام تبريك سال نو فرستاد ، باورتون ميشه من اين آدمو فقط به
    خاطر لهجه اش قبول نكردم . خودمم هم آذري زبانم اما لهجه خاص مردمان اردبيل ، تبريز و اروميه رو
    ندارم . بهم گفت من اصلاً نميدونم چرا منو قبول نكردي و من نگفتم كه به خاطر لهجه .
    خلاصه روز سوم فروردين عازم ولايتمون شديم . همه چيز عالي بود . جاهاي ناديده اي رو ديدم .
    با توريستهاي آمريكايي و انگليسي كه چشمان آبي خوشرنگ و موهاي بــِـلـُند داشتند صحبت كرديم
    اونها از طبيعت و جاهاي تاريخي ايران خيلي خوششون اومده بود و از همه چيز عكس ميگرفتند و چه دوربينهايي داشتند .
    بقيه اشو بععععععععععععععداً ميگم .الان زياد خوب نيستم


    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    اينم يك عالمه كيك تولد خوكشل و خوشمزه .


  • نويسنده: فــَرا

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [23/2/1387- 2:3 ع] چرا دفترم را بستم
    [3/2/1387- 2:5 ع] تمام شد
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 36 بازديد
    ديروز: 40 بازديد
    كل بازديدها: 6345 بازديد
  •   درباره من
  •   فهرست موضوعي يادداشت ها
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراك در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     
  •  لوگوي دوستان من



  • تاپ
    اِليزه
    آلما
    لوتا
    neiC
    زهرا
    ترسا
    كهبد
    گلنار
    نقاب
    شـَـرح
    خاتون
    بلوطك
    شكلات
    مريمي
    كـُريزه
    گوشزد
    دي ناز
    بانومريم
    زاغارت
    كافه تيتر
    سمياليسم
    35 درجه
    قهوه تلخ
    آقا اجازه
    هيچستان
    قره قروت
    اولين وبلاگم
    دومين وبلاگم
    مـِهر و وَفا
    شبشيدها
    اَفراپـــِرس
    همشاگرديها
    افسون فسرده
    كرم ابريشم
    آلوچه خانوم
    آفتاب پرست
    جنون جواني 1
    جنون جواني 2
    زني 30 ساله
    امشاسپندان
    باغ بي برگي
    عاقلانه ِ لـيـلا
    خاطرات تينا
    اَستامينوفن
    *اميرعلي*
    پينكفلويد
    علي پيروز
    پسرايروني
    چرنديات
    اسپاگتي
    مينيمالي
    روبي پيره
    عمو سيبيلو
    وحي شبانه
    علي پيروز
    من و ماني
    مرغ دريايي
    خورشيد خانم
    پنير خامه اي
    **دفتر ممنوع**
    روياي نيمه كاره
    **مريم گلي **
    **حسين پاكدل**
    **غروب بنفش**
    عاشقانه هاي نرگس
    نوشي و جوجه هايش
    صفا در لـُـس آنجلس
    جزيره اسرارآميز
    مهرباني - صداقت
    وبلاگ دكتر شيري
    بي سرزمين تر از باد
    بهانه اي براي زيستن
    كاپيتاني بدون هواپيما
    *قصه هاي عامه پسند*
    هذيانهاي يك ذهن متورم
    دلتنگيهاي يك كـِرم دندون
    از يك روزنه سرد و عبوس
    باران در دهان نيمه باز
    خاطرات روزهاي طبابت
    جمعيت كور و كچلهاي زاگال مقيم مركز
    **گل فروشي عباس آقا و شمسي خانوم**

    بوردا
    سواچ
    رويتر
    آشپزي
    ديكشنري
    بروچيستا
    آزمنديان
    جام جم
    كارت نوروز
    سايت مشاوره
    يلدا بازي
    سُهراب سپهري
    يادگيري زبان
    پارس درگاه
    MVMخودرو
    Dance age
    خواننده هاي تركيه
    خانه هنرمندان ايران
    شعر ، ترانه ، قصه